الفيض الكاشاني

388

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و ترك تدبير كردن به دل و بر روى زمين افتادن مانند پلاسى كه بر خاك افتاده يا گوشتى كه بر تختهء قصّاب گذاشته شده باشد . و اين گمان جاهلان است زيرا كه اين در شرع حرام است ؛ از براى آنكه آدمى مكلّف شده كه طلب روزى بكند به اسبابى كه خداى عزّ وجلّ راهنمايى به آن نموده از زراعت و تجارت و صناعت و غير اينها « 1 » از آن چيزهايى كه خدا حلال كرده . و هم‌چنان كه نماز و روزه و حجّ عباداتى است كه خداى عزّ وجلّ بندگان را به آنها تكليف كرده و تقرّب مىجويند بندگان به خداى عزّ وجلّ به آنها « 2 » ، هم‌چنين طلب رزق حلال عبادتى است كه خداى [ m . b 89 ] عزّ وجلّ تكليف كرده ايشان را به آن تا به وى نزديكى بجويند ، بلكه بهترين عبادتهاست چنانچه بيان اين در باب اوّل از مقالهء سيُم گذشت ، امّا تكليف كرده به آنكه وثوق و اعتماد نداشته باشند « 3 » مگر به خداى عزّ وجلّ و اعتماد بر اسباب نكنند ، هم‌چنان كه تكليف كرده است ايشان را بر آنكه تكيه بر عملهاى خوب نكنند بلكه به فضل خدا امّيد داشته باشند « 4 » . پس معناى توكّل كه در شرع اقدس امر به آن شده آن « 5 » است كه اعتماد قلب در جميع امور بر خدا باشد و از غير خدا منقطع باشد . و « 6 » تحصيل اسباب نمودن با اين منافات ندارد هرگاه به آنها آرميده نباشد و آرامش به خدا باشد نه به اسباب . و تجويز اين كند كه خداى عزّ وجلّ مطلب او را برآورَد « 7 » از راهى كه گمان نكند نه از راه اسبابى كه تحصيل نموده . و تجويز كند كه سببها او را به مسبّبها نرسانند خواه اسباب از براى جلب منفعت باشد كه متوقّع باشد ، يا از براى دفع ضررى باشد كه منتظر باشد ، يا از

--> ( 1 ) . اينها / s a آنها . ( 2 ) . آنها / s اينها . ( 3 ) . باشند / s باشيد . ( 4 ) . باشند / s m باشد . ( 5 ) . a - آن . ( 6 ) . a s - و . ( 7 ) . بر آورَد / s برآورده .